[ نماز شب در هواپیما ]

هیچ گاه نماز شب امام خمینی (ره) ترک نشد . امام در بیماری ، در صحت ، در زندان ، در خلاصی ، در تبعید ، حتی روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند . لبخند

امام در قم بیمار شدند . به دستور پزشکان می بایست به تهران منتقل شوند . هوا بسیار سرد بود وبرف می بارید و یخبندان عجیبی در جاده ها وجود داشت . امام چندین ساعت در آمبولانس بودند .تعجب

پس از انتقال به بیمارستان قلب ، باز نماز شب خواندند . متفکر

شبی که از پاریس به سوی تهران می آمدند ، تمام همراهان ایشان در هواپیما استراحت کرده وخوابیده بودند . تنها در طبقه ی بالای هواپیما ، با خدای خویش راز ونیاز می کرد و نماز شب می خواند .نیشخند

"سیمای فرزانگان ص220"

  
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

<نماز در لطفی است که به روی همه باز است >

  
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

" نماز اگر نماز باشد دل را هدایت می کند"

  
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

((خدا نماز را دوست دارد پس نماز بخوانید تا خدا راضی و خشنود باشد))

  
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

#آزمایش خداوند #

مردی از پیروان رسول اکرم به نام سعد بسیار مستمند بود و جزؤ اصحاب صُفّه محسوب می شد .( کسانی که به واسطه نداشتن منزل ، در یکی از غرفه های مسجد زندگی می کردند ،اصحاب صفه نامیده می شدند .) نگران

سعد نماز های شبانه روزی را پشت سر پیغمبر می گزارد . آن جناب از تنگدستی سعد متاثر بود . روزی به او وعده داد که : « اگر مالی به دستم بیاید ، تورا بی نیاز می کنم .» مدتی گذشت.اتفاقاً....

برای خواندن بقیه داستان به ادامه مطلب بروید...

ادامه مطلب   
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

//اول همسایه بعد خانه//

امام حسن مجتبی " علیه السلام" می فرماید :

«در دوران کودکی ، شبی بیدار ماندم و به نظاره ی مادرم زهرا "سلام الله " در حالی که مشغول نماز شب بود ، نشستم .لبخند

پس اینکه نمازش به پایان رسید ، متوجه شدم که در دعاهایش یک یک مسلمین را نام می برد و آنها را دعا می کند . خواستم بدانم که درباره ی خودش چگونه دعا می کند ، اما با کمال تعجب دیدم که برای خود دعا نکرد .تعجب

فردا از او سوال کردم :« چرا برای همه دعا کردی ، اما برای خودت دعا نکردی ؟»سوال

فرمود :« پسرم! اول همسایه ، بعد خودت !»

(پیرامون انقلاب اسلامی ص 62 )

  
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

((برگ درخت گناه))

ابو عثمان می گوید:

با سلمان فارسی زیر درختی نشسته بودیم ، که ناگاه وی شاخه ی خشکیده ای را گرفت و تکان داد تا آن که تمام برگ هایش به زمین ریخت .سپس رو به من کرد و گفت :« نپرسیدی چرا چنین کردم ؟»سوال

پس از پرسش من ، گفت :« یک روز در خدمت پیامبر اکرم " صل الله " زیر درختی نشسته بودم . حضرت همین کار را انجام داد و سپس رو به من کرد و فرمود :« نمی پرسی چرا چنین کردم ؟»سوال

عرض کردم:« بفرمایید .»

فرمود :«هنگامی که انسان وضو می سازد و نیکو وضو می گیرد و به دنبال آن نماز های پنجگانه را به جای می آورد ،گناهان او فرو می ریزد ؛ همان گونه که برگ های این شاخه فرو ریخت.»

سپس این آیه را تلاوت فرمود :« نماز را در دو طرف روز و اوایل شب بپادار .همانا حسنات ، بدی ها را بر طرف می سازد . این تذکاری است برای آنان که اهل تذکرند .»(سوره ی هود آیه 114)

"امالی شیخ طوسی ج 1 ص 170"

  
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

( من اعتراف میکنم )

حجه الاسلام امام جمارانی نقل می کردند که :

یک نفر از کومونیست ها برایم می گفت که :«من از میان شما اهل علم ، تنها به یک نفر ارادت فوق العاده ای دارم و آن شخص آقای دستغیب شیرازی است .»

پرسیدم :«شما را با ایشان چه کار بود ؟ چگونه به ایشان ارادت پیدا کردید ؟»

گفت :«در زندان انفرادی روی سکوی مخصوص استراحت زندان خوابیده بودم .نیمه های شب بود .

برای خواندن ادامه ی داستان به ادامه مطلب بروید...

 

ادامه مطلب   
نویسنده : حانیه.م ; ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ،۱۳٩٠
تگ ها :

← صفحه بعد